کرمونی
دیرو پسین دیدم رضا ر
ور کله سبو میچید رزا ر
چشمامه کتو کدم نزیکتر
فمیدم هنو کارش بکاره
1پورو صدامه صاف کردم/گفتم آ رضا خسته نباشی
یه دتا قدم او سی تر أ اون
میشتی فاطمه دوش صاف میکد نون
آ یه دستشم ور نخ و سوزن...
کشی ر میکشدیش ور ت تنبون
1پورو صدامه صاف کردم/گفتم فاطلو خسته نباشی
سرچنگو زدم ور لب جویی
دیدم که میایه کشکشویی
أ برق سرش شصتم خبر شد
جلالو میکنه جل ور ت گونی
1پورویی صدامه صاف کردم؛گفتم هی جلو خسته نباشی
گفتم 1دقو همطو بشینم
یهو شانسکی علو ر دیدم
گفتم حاج علی بیلت ن پ کو
گف امرو دگه ورپا دکونم
1پورو صدامه صاف کردم؛گفتم خل علو خسته نباشی
همطو ور ت کوچا سر گرفتم
تا که یه گرمپی م شنیدم
ور زیر درو همطو خزیدم
پیش نمازه تو سجده بدیدم
گفتم ببینم چکار کرده
ای عبرته پیر خیک گنده
یه 2ساتی ور دعا نشست و
غلتید ت رختخواب پونبه
بعد أ یه نهارو پر ملاتی
با عبا و ناز گنده لاتی
اومد که بره ور سرکارش
گریوندن مردم صلواتی
یه پورو نگا وشش بکردم/گفتم هی تو روت مردکه لاشی
ور کله سبو میچید رزا ر
چشمامه کتو کدم نزیکتر
فمیدم هنو کارش بکاره
1پورو صدامه صاف کردم/گفتم آ رضا خسته نباشی
یه دتا قدم او سی تر أ اون
میشتی فاطمه دوش صاف میکد نون
آ یه دستشم ور نخ و سوزن...
کشی ر میکشدیش ور ت تنبون
1پورو صدامه صاف کردم/گفتم فاطلو خسته نباشی
سرچنگو زدم ور لب جویی
دیدم که میایه کشکشویی
أ برق سرش شصتم خبر شد
جلالو میکنه جل ور ت گونی
1پورویی صدامه صاف کردم؛گفتم هی جلو خسته نباشی
گفتم 1دقو همطو بشینم
یهو شانسکی علو ر دیدم
گفتم حاج علی بیلت ن پ کو
گف امرو دگه ورپا دکونم
1پورو صدامه صاف کردم؛گفتم خل علو خسته نباشی
همطو ور ت کوچا سر گرفتم
تا که یه گرمپی م شنیدم
ور زیر درو همطو خزیدم
پیش نمازه تو سجده بدیدم
گفتم ببینم چکار کرده
ای عبرته پیر خیک گنده
یه 2ساتی ور دعا نشست و
غلتید ت رختخواب پونبه
بعد أ یه نهارو پر ملاتی
با عبا و ناز گنده لاتی
اومد که بره ور سرکارش
گریوندن مردم صلواتی
یه پورو نگا وشش بکردم/گفتم هی تو روت مردکه لاشی
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 1:53 AM توسط ابی
|