مین شهریور ماه كه نتایج كنكور اعلام میشود، هنوز هم غرورآمیزترین، باافتخارترین و خوشحالترین خانوادهها كسانی هستند كه فرزندانشان در رشته پزشكی قبول شدهاند؛ اما چند سال بعد، شاید ۷ سال و شاید هم چند سالی بیشتر، این شادیها دست كم برای فرد قبول شده، رنگ دیگری دارد.
همین شهریور ماه كه نتایج كنكور اعلام میشود، هنوز هم غرورآمیزترین، باافتخارترین و خوشحالترین خانوادهها كسانی هستند كه فرزندانشان در رشته پزشكی قبول شدهاند؛ اما چند سال بعد، شاید ۷ سال و شاید هم چند سالی بیشتر، این شادیها دست كم برای فرد قبول شده، رنگ دیگری دارد.
۷ سال بعد از تحصیل كردن در یكی از سختترین رشتههای تحصیلی، ۷سال بعد از شیفتهای كاری سنگین، پزشك عمومی فارغالتحصیل، چند راه بیشتر پیش رو ندارد.
اولین و معقول ترین راه،مثل همه رشتهها سركار رفتن است كه در این رشته با توجه به اجبار گذراندن دوره طرح، یك اشتغال اجباری بوجود میآید. پس از طی دوره طرح كه معمولا در مناطق محروم از پزشك و یا مناطقی است كه كمبود پزشك دارد ادامه كار رفتن به سیستم دولتی یا نیمه دولتی است و یا تاسیس مطب كه هر دوی این مسیرها همچنان به مناطق محروم ختم میشود. مثلا پزشك مورد نظر میتواند در قالب طرح پزشك خانواده به مناطق محروم برود یا بعد از تاسیس مطب در مناطق محروم و به دست آوردن امتیازهای لازم، در نهایت روزی در شهری بزرگ مطبی بزند كه شاید به قول دلالها كارش بگیرد. اما بشنوید از حال و روز پزشكان مشغول در مناطق محروم كه در بهترین حالت حقوقشان به یك میلیون و دویست هزار تومان میرسد و اگر چند روزی هم مرخصی بروند،معادل همان چند روز از حقوقشان كسر میشود.
● طعم واقعی محرومیت
در۴۰ - ۳۰ كیلومتری شهر خلخال روستای كوچكی وجود دارد كه به همت سازمان بهداشت جهانی، مركز بهداشت بزرگی در آن ساخته شده است، اینكه به مرور زمان بر سر امكانات این مركز بهداشت چه آمده بماند، اما دو اتاق كوچك هم با تجهیزاتی در حد نیازهای اولیه منزل برای پزشك خانواده مستقر در این مكان تعبیه شده كه اتفاقا اگر در فصل بهار سری به این روستا بزنی،مطمئنا حسرت پزشك خانواده اش را میخوری كه چه آرامشی و چه روستای زیبایی.
اگر از پایان شهریور تا اواخر اردیبهشت ماه بخواهی سری به این روستا بزنی معنای منطقه محروم را درك خواهی كرد.تقریبا ۶ ماه از سال شدت سرما و برف در این روستا به قدری زیاد است كه ممكن است همین امكان آمدن هفتگی به شهر خلخال و مثلا خرید روزنامهها در قالب هفته و نه روزانه نیز از تو گرفته شود. همه زمستان پزشكان خانوادهای كه در این مناطق مستقر هستند به تصویری تكراری از برف ختم میشود و شاید روزهایی كه به انتظار بیماری بگذرد كه ترجیح میدهد عطای پزشك رفتن را به لقای سرما ببخشد. عكس همین ماجرا هم شامل حال پزشكان مستقر در مناطق جنوبی و گرما و سختیهای موجود است.
● بیكاری تصنعی
دكتر مرندی، عضو كمیسیون بهداشت و درمان مجلس از وضعیت كنونی پزشكان تعبیر جالبی دارد. او معتقد است این وضعیت كه پزشكان عمومی در صورت داشتن كار باید به مناطق محروم بروند و در صورت بودن در شهرهای بزرگ باید بیكاری بكشند، به نوعی بیكاری تصنعی و غیر واقعی محسوب میشود. او در خصوص پزشكان متخصص و پزشكانی كه درآمدهای كلان دارند میگوید: این دسته از پزشكان كه معمولا پزشكان رشتههای جراحی و فوقمتخصصان را شامل میشود، به دلایل مختلف از جمله زیادهخواهی كار را به جایی میكشانند كه درآمدهای هنگفت سبب میشود اعتبار و قداست این رشته با این دریافتها زیر سوال برود.
● ادامه تحصیل؟
اگر دوباره سراغ پزشك فارغالتحصیل اول گزارش برویم، یكی از انتخابهایش به ادامه تحصیل و قبول شدن در دوره تخصص ختم میشود كه اتفاقا مشكلاتش كم از رفتن به مناطق محروم نیست. پزشك مورد نظر در صورتی كه بتواند از هفتخوان سخت قبولی در دوره دستیاری (تخصص) بگذرد كه ظاهرا كنكورش به مراتب و چند برابر كنكور ورودی دانشگاهها سختتر است باز هم میرسد به دورهای سخت كه گذرانش چندان با مناطق محروم فرقی ندارد.
دانشجوی دوره رزیدنتی یا همان دستیاری كه به طور متوسط ۵ سال تحصیل خواهد كرد، باید در شرایطی دوره آموزشیاش را در بیمارستانها و با شیفتهای سنگین كاری و گاهی قبول زحمت پزشك آنكال و متخصصی كه ترجیح میدهد كارش را به دانشجویش بسپارد، بگذراند كه سقف حقوقش در ماه ۴۰۰ هزار تومان است. البته اگر در حین خواندن این گزارش ذهنتان به دریافتهای كلان پزشكان متخصص میرود، دقت كنید كه این مطلب در خصوص پزشكان دانشجوی دوران تخصص نوشته شده است. این در حالی است كه پزشكان عمومی كه در بیمارستانهای دولتی و خصوصی كار میكنند، گاه با درآمد ۳۰۰ هزار تومان زندگی میگذرانند. یعنی پزشكی زیر خط فقر.
● رضایت پزشك عمومی، ۲۰ درصد
دكتر ایرج خسرونیا، رئیس جامعه پزشكان متخصص داخلی ایران با هشدار نسبت به وضعیت شغلی و معیشتی پزشكان كشور میگوید: برخی پزشكان عمومی و متخصصان رشتههای پزشكی به علت درآمد ناكافی به فعالیتهای غیر پزشكی و غیر مرتبط روی آوردهاند.
● آمارها نشان میدهد كه از ۱۱۰ هزار پزشك كشور، ۶۰ هزار نفر آنان پزشكان عمومی هستند.
خسرونیا با اعلام اینكه ۲۰ درصد پزشكان عمومی از وضعیت معیشتی خود رضایت دارند، ادامه میدهد: حدود ۵۰۰۰ نفر از پزشكان عمومی و ۵۰۰۰ نفر از پزشكان متخصص به دلیل نارضایتی از شغل خود ناگزیر به شغلهای دیگری روی آوردهاند. به گفته وی، تنها ۲۰ درصد پزشكان عمومی، ۵۰ درصد پزشكان متخصص و ۶۵ درصد فوق تخصصها از درآمد نسبتا خوب و زندگی مرفهی برخوردارند. این در حالی است كه۳۰ درصد پزشكان عمومی و متخصصان و۲۵ درصد فوق تخصصها از زندگی متوسطی برخوردارند.
از سوی دیگر، دكتر مسعود مسلمیفرد، نایب رئیس انجمن پزشكان عمومی كشور با انتقاد از نبود جایگاه برای جامعه پزشكی كشور به عنوان مهمترین خطری كه این حرفه را تهدید میكند، میگوید: مطالعات انجام شده نشان میدهد وضعیت رفاهی پزشكان نسبت به گذشته به طور متوسط پایین رفته و این میتواند زنگ خطری برای روی آوردن پزشكان به سایر مشاغل باشد.
● عاشق باشی و بس
اگر برای یك پزشك عمومی هیچكدام از این راههای رفتن به مناطق محروم، ادامه تحصیل، دنبال شغلی دیگر رفتن و... وجود ندارد، انتخابی دیگری هم خواهد داشت و آن مهاجرت و رفتن از كشور است كه هر چند آماری از این دست از پزشكان نداریم، اما شواهد تعداد این دسته را كم نشان نمیدهد. پزشكی روزنامهنگار یا شاید هم روزنامهنگاری پزشك در خصوص همه راههای پیش روی پزشكان میگوید: در كنار همه این راهها كه چندان هم امید بخش نیستند، فقط یك راه وجود دارد كه در نهایت منجر به رضایت میشود. او ادامه میدهد: شأن و جایگاه این رشته هم در شرایط كنونی مثل قبل نیست و فقط كسانی میتوانند با رضایت به این شغل مشغول باشند كه در نهایت و در هر شرایطی عاشق این حرفه باشند، چرا كه اصولا در این حرفه و كمك به بیماران حس انسان دوستی بشدت ارضا میشود.