ایا این عشق حرام است؟
نوزادی زیبا با پوست سپید و بسیار لطیف و چهره ای معصوم پا به دنیایی می گذارد که نمی داند بر او چه خواهد گذشت؟اما امدن این نوزاد مصادف با حادثه ای تلخ و ناگوار که همان از دنیا رفتن مادری است که قرین یک سال او را در خود حس میکرده است,یک سالی که به مثابه یک قرن سپری شد هرچند شیرینی ها و خاطرات خوش خویش را نیز به همراه داشته است.چه کسی او را در اغوش خواهد گرفت و با تمام وجودش از او مراقبت خواهد کرد؟ناگزیر دایه که خود نوزاد یک ساله ای در راه پرورش دارد او را با اغوش باز میپذیرد.حال این دو کودک که بزرگی پسرک و کوچکتری دخترک تنهاست در کنار یکدیگر و در یک اغوش پرورش می یابند.هیچ چیز نمی تواند ان دو را در هیچ صورت از یکدیگر فاصله دهد مگر مرگ زیرا به گونه ای به یکدیگر وابسته اند که اگر ساعتی یکدیگر را نبینند جان خود را در راه رسیدن به هم تقدیم خواهند کرد به شکلی که پسرک چندین بار از خدمت سربازی برای دیدن دختر گریخته است.اری این دو میانشان رابطه,نیرو و احساس قوی و پایداری شکل گرفته است که زیباترین کلمات نبز در وصفش ناتوانند.عشق در وجود این دو جاری گشته و بند بند درونشان را به اتش کشانده است.اما مانعی بر سر راه انها وجود دارد و ان سد محکم پیوند شرعی خواهر برادری است.در میان چالش های موجود چاره ای برای انها وجود ندارد.به هرکس پناه برده اند با سردی مواجه گشته اند حتی خدا نیز انها را از خود رانده است....اکنون این دخترخاله پسرخاله تصمیم به پیوند گرفتند حتی با خریدن حلقه که امری نمادین است یکدیگر را نشان کرده اند.این دو قصد دارند کشور را با هدف زندگی نو به دور از وطن ترک بگویند و گذشته پر پیچ و خم خود از یاد ببرند.بر اساس واقعیت....
شما اگر جای هر یک از اونها بودین چه میکردید؟