بیماریها:در کتاب اوستا نام بسیاری از بیماریهایی که کشف شده بوده است اورده شده البته گیگر نویسنده و پژوهشگر کتاب"فرهنگ ایران شرقی" نام بعضی از این بیماریها را در این کتاب ذکر کرده است.البته برای بعضی از انها معادلی پیدا نشده است اما در مورد بعضی معادل امروزی وجود دارد.مانند:

1.واروشی:یک بیماری مقاربتی است.

2.تب زایمان یا نفاس.

3.اسکندا:به مفهوم بریدگی است.

4.اگهوستی:به معنی نرمی و فساد استخوان است.

5.دروکا:معادل سنگ کلیه یا صفرا میباشد.

6.کورگها:بیماری که در فارسی امروزی به ان کورو یا کورک(یکی از انسفالوپاتیهای اسفنجی)میگویند.

7.استائیریا:نام بیماری که بر روی بدن جوشهایی مانند دانه های سرخک یا ابله دیده میشود.

8.سه بیماری که با اژ اغاز میشود و احتمالا بر اثر گزش مار ایجاد میشود.

البته نام تمام بیماریهایی که معادل ان پیدا شده یا نشده در کتاب وندیداد(بخشی از اوستا) امده است.

درمان:دارای سه بخش کارد(جراحی),گیاهان درمانی(پزشکی) و کلام(دعا و نیایش) بوده است.

کارد:انها از فلزی خاص برای جراحی استفاده میکردن و همچنین از دارویی گیاهی برای بیهوشی که نامش ذکر نشده است.گواه بر این مورد اکتشاف جدیدی که در یکی از غارهای همدان بدست امده که نشانگر عمل جراحی بر روی سر در حدود سه هزارسال پیش است.همچنین عمل سزاریون که توسط یک پزشک ایرانی بر روی مادر سزار(پادشاه روم) انجام شد و به نام انها ثبت شد درحالی که اولین بار بر روی سودابه مادر رستم توسط ثرتیه(اولین پزشک در ایران که نامش ثبت شده است) انجام شد و باید نامش رستمیون باشد.

گیاه درمانی:بوسیله ی داروهایی بوده است که از گیاهان گرفته میشده است.گیاه گوکرن منشا بسیاری از داروها بوده است البته گیاهان دیگری مانند هوم سفید,گاوشاخ و کوکنار ذکر شده است.

دعا و نیایش:در کتاب قومهای کهن ذکر شده است در اوستا به دعا بیش از هرچیز اهمیت داده میشده است بطوری که مانتربیشاز یعنی کلام شفابخش را پزشک پزشکان نامیده اند.

احکام:در کتاب وندیداد احکام,قوانین و مزایایی نیز برای پزشک اورده شده است.افراد برای ازمایش پزشک شدن باید از دیو پرستان برای جراحی استفاده کند و تا سه بار اگر موفق نشود و بیماران بمیرند به اوامتیاز پزشکی نمیدهند.استفاده از مزداپرستان برای ازمایش ممنوع بوده است بطوری که اگر باعث مرگ او شود معادل قتل محسوب میشده است و جزایش اعدام بوده است.پس اگر سه بار بتواند موفق شود به او مدرک میداده اند البته قبل از ازمایش باید پیش دیگر پزشکان اموزش میدیده است.انها وظیفه ای داشته اند بدین صورت که باید به سرعت بر بالین بیمار میرفته اند,اگر قبل از نیمه شب کسی بیمار میشده باید تا نیمه شب و اگر بعد از نیمه شب بیمار میشده باید تا سپیده دم بر بالین او میرفته اند.هرکس با توجه به مال و اموال خود باید مزد میپرداخته است,هرکس بامش بیش,برفش بیشتر.

کتاب دینکرد از اذرباد امیدان به زبان پهلوی(دانشنامه مزدینسنا) 4 بخش از خود را به پزشکی,پزشک,بیمار و درمان اختصاص داده است.

در کتاب قومهای کهن(دکتر رقیه بهزادی) شرایط یک پزشک خوب در ایران باستان اینگونه ذکر شده است:دارای ارابه شخصی و دستیار,مهربان باشد,حسود نباشد,هیچگونه غروری نداشته باشد,ارام سخن بگوید,حجب و حیا را رعایت کند,به دور از جنایت,اسیب رسانی زور گویی طبابت کند,برای سود کار نکند و در درمان با گیاهان شفابخش مهارت زیادی داشته باشد.