راه کدام است
واقعا راه کدام است؟دین حقیقی کدام است(دین در لغت یعنی راه)؟در واقع دین برای هدایت انسان ها امده است که در قران هم امده است.در طول سالیان دراز هزاران پیامبر امدن تا بشر را هدایت کنن که کدام راه درست هست.بشر هنوز به ان سطح نرسیده بود که تفکر فلسفی داشته باشد و بتواند مسائل را عمقی درک کند پس مسائل سطحی برایش بیان میشد.البته منطق بشری در سطح پایینی بود که بخواهد به مسائل بیاندیشد,تجزیه تحلیل کند و نتیجه گیری کند بنابراین یک سری قوانین,احکام و قرارداد ها برایشان تعیین شد از جمله اعتقاد به خدای واحد,شیوه عبادت و جهان باقی اگر قبول میکردن که هیچ والا با اوردن معجزه انرا تحمیل میکردن که این میشد همان نبوت.پیامبران به همین منوال میامدن و میرفتن و دین تغییر میکرد اما تنها چیزی که باقی میماند بشر بود.بشری که روز به روز تغییر میکرد,مطالعه میکرد,یاد میگرفت,میاندیشید,کشف و ابداع میکرد خلاصه پیشرفت میکرد.بشری که اکنون به دنبال کشف راز افرینش میباشد تا بداند برای چه زندگی میکند هرچند دین گفته است دنیا ی باقی هدف افرینش است اما انها دارن تلاش میکنند و من برایشان ارزوی موفقیت میکنم.مهم نیست از کجای دنیا هستن مهم اینه که انسان هستن.دین دین دین دین نه ادیان پس تعصب را نسبت به یک دین خاص کنار بگذارید که تا زمانی از بیرون دین به ان نگاه نکنید نمیتوانید منطقی برداشت کنید و با تعصب خود دیگران را به بی منطق بودن متهم میکنید.اما واقعا راه کدام است؟دین واقعی چیست؟ابتدا نکته ای را از شما میپرسم,ایا دین برای انسان امده است یا انسان برای دین؟ایا دینی که برای انسان محدودیت میاورد در حالی که میگوید انسان بی نهایت طلب و نامحدود است برای انسان امده است یا ورای انسان؟ایا هدف افرینش اخرت است,اخرتی که:1.راحتی و سختی را که در دنیا به زیبایی یکدیگر را به نمایش میکشند توسط بهشت و جهنم جدا میکند.2.خوبی و بدی را که در دنیا مکملند تا راه را بیابیم جدا میکند و راه را به ما تحمیل میکند.3.پایان ان نامشخص است تا کی ادامه دارد,تا به کجا در حالی که دنیا خیلی زیباست زیرا پایانی دلنشین همچون مرگ دارد.4.زندگی خوب وبد در ان جداست,بین ادمیان تفاوت جایگاه است یعنی تبعیض چیزی که دین انرا در دنیا زشت ترسیم میکند در حالی که در دنیاهم تا حدودی تبعیض از بین رفته است.این عدالت اخرت است.بگذریم.ایا با خواندن ربع ساعت نماز در روز,یک ماه نخوردن در سال,نیم ساعت قرائت در روز به راه درست رفته ایم در حالی که در کنارش هزاران عمل غیر انسانی انجام میدهیم,دروغ,غیبت,تهمت,ظلم,حق خوری,تمسخر,ابرو بری,بی عدالتی,سلب ازادی,گرفتن شادی,دریغ کردن محبت و مهربانی حتی از نزدیکترین کسانمان,زیرپا گذاشتن اخلاق,هزاران عمل غیر انسانی دیگر و از همه مهمتر اهمیت ندادن به دیگر انسانها یعنی خودخواهی.اری به راحتی اب خوردن این اعمال را انجام میدهیم و با وجدان اسوده سر بر بالین میگذاریم بدون یک لحظه تفکر به اعمالمون.انچه اکنون انرا چسبیده ایم قشر و پوسته دین نیست؟ایا تابحال به این فکر افتاده اید که این کره که فقط سطح ان اشکار است را بشکافیم و درونش را ببینیم.انسان ورای ان است که بخواهیم انرا اینگونه تصور کنیم.انسان ازاد میاندیشد,بی نهایت طلب و نامحدود است.دنبال برابری است,اخلاقی میزید,کشف میکند,ابداع میکند,نیک محور است وبه دنبال زیبایی است.البته ضد اینها درذاتش وجودش دارد که این تضاد است که به دنیا جریان میبخشد و انرا زیبا میکند و تداوم میدهد.البته و صد البته همه اینها افریننده ای دارد دانا و توانا,افریننده ای که همه جا هست,هر طرف را نگاه کنی اورا می یابی مگر در قران نگفته اند ما از رگ گردن به شما نزدیکتریم پس نیازی نیست به یک طرف به نماز بایستی,در خانه سنگی محدودش کنی یا نماد برایش بسازی مگر خودتان چی هستید نمادی با ارزشتر از خودتان؟تنها کافی است عملی انسانی انجام دهی تا اورا خشنود سازی,از او تشکر کنی واو را عبادت کنی.ایا تا خود,افرینش و افریننده را نشناسید به جایی میرسید؟زندگی جریان دارد,پس انسانی جاری باشید,زندگی سرعتش ثابت است سعی کنید حداقل سرعتتان از ان کمتر نشود,زندگی زیباست و خداوند وانسان زیبایی را دوست دارند پس زیبا بزی,شادی را فراموش نکن خوشبختی در همین نزدیکی است پس چشمت را باز کن.واقعیت زیباست و قابل درک و حقیقت عجیب و قابل کشف.زندگی زیباست وزیبا زندگی کردن ارزشمند.در اخر انسان ها را فراموش نکنید,انها نیز وجود دارند.