تشابهات زیاد و قابل توجه ای بین دو دین اسلام و زرتشت دارد.میتوان وجود خدای واحد که در اسلام الله نام دارد ودر سوره توحید امده است که مشابه ان اهورامزدا در زرتشت میباشد,افرینش هستی در 7مرحله,ثنویت عالم(معاد),وجود بهشت وجهنم,تشابهت شیطان و اهریمن(البته اهریمن تحریف در این دین به حساب میاید که در واقع ان را در مقابل خدا قرار میداده اند),نامهای خداوند(که در اسلام زیاد هستند همچنین در دین زرتشت که مهمترین انها نور,منش پاک,راستی,تقوا,قدرت,خیر و فنا ناپذیری است)در دین زرتشت همچون اسلام بالاترین فضیلت تقواست,بازگشت بسوی خداوند,وجود منجی در اسلام یعنی مهدی موعود و در زرتشت سوشیانت و.... را مثال زد که این موارد در حوزه فلسفه است.در بیان مثال هایی از احکام وتکالیف نیز میتوان قصاص(اعدام),عبادت خداوند 5وعده در شبانه روز,برابری و ازادی,نیکی کردن و ثمره ان,امر به معروف و نهی از منکر در اسلام که زرتشت میگوید انسان 3 وظیفه  دارد,دشمن خود را دوست گرداند,ادم پلید را پاکیزه سازد و نادان را دانا گرداند و....بیان کرد.البته تفاوتهایی بین انها وجود دارد که بیشتر به مسایل زنان باز میگردد برای مثال دین زرتشت به برابری زن و مرد در احکام وتکالیف تاکید میکند مانند ازدواج دختربا اختیار و انتخاب خود(با اذن پدر در اسلام),ارث ودیه برابر زن ومرد(مرد دوبرابر زن در اسلام),حق قضاوت,حکومت و شرکت در سیاست برای زن(نبود چنین حقوقی دراسلام برای زنان)....البته در برابر این احکام تکالیف ان نیز بر اساس همین تقسیم بندی است برای مثال چون زن ومرد ارث برابر میبرند پس در پرداخت بدهی پدر و مادر نیز وظیفه برابری دارند. البته جایگاه زن در دین زرتشت و اسلام جای بحث زیادی دارد که انرا در مطلب دیگری همزمان با این مطلب بیان خواهم کرد.اما نظر من در این مورد این است که این تفاوت ها به وضعیت اجتماعی بد زن در جامعه اون موقع عربستان برمی گردد زیرا زن در ان زمان به عنوان وسیله رفع نیاز جنسی مردان,انجام دهنده امور خانه داری وبه دنیا اوردنده فرزند پسر(البته نیازی به گفتن زنده به گور کردن دختران نیست) استفاده میشده است.بدین ترتیب ایا مرد ان زمان عرب میتوانسته حقوق برابر با زن را بپذیرد؟ پس بدین صورت میتوان به تشابه این دودین و برگرفته شدن یکی از دیگری دامن زد.با توجه به وقوع تاریخی دو دین میتوان گفت اسلام از زرتشت برگرفته شده است.اما بعضی نیز میگویند با ظهور اسلام در ایران تغییرهایی در زرتشت رخ داده است که باعث تشابهت ان با اسلام شده است.دین از گذشته تاکنون به 3 منظور استفاده شده است:1.کسب ثروت و قدرت توسط حاکمان وقت.2.برای در استحمار نگه داشتن مردم متوسط الحال جامعه به منظور تحمل سختی ها و مشکلات به امید امدن منجی توسط حاکمان در رسیدن به امال غیر انسانی.3.فرار از پوچی توسط اندیشمندان.دین از ابتدا تا کنون تغییر کلی نکرده است هرچه است تغییرات جزیی است که در این راستا باید گفت ما تنها یک دین داشتیم و تعداد زیادی عرضه کننده که انرا با توجه به زمان خود بیان میکردند.اکنون بشر به سطحی رسیده است که نیاز به بیان کننده ندارد و خودش حتی ابداع میکند و به وجود میاورد در غیر این صورت باید پیامبر جدیدی بیاید تا دین جدیدی عرضه کند نه اینکه ما خودمان قوانین دین را تغییر دهیم و انرا جاودانگی بنامیم.

 

انچه در مورد دین زرتشت امده بر گرفته از کتاب اوستا و تاریخ تمدن ویل دورانت (کتاب اول فصل 13 –پارس) و انچه در مورد اسلام گفته شده در تمام اثار دینی از جمله قران مشهود است.