چگونگی تشکیل حفره دهان:

جنس حفره دهان از اکتودرم است که توسط سلول های مزودرمی پشتیبانی می شود.

دهان اولیه جلوتر از mocopharyngeal membrane قرار دارد.

دهان اولیه در بالا از frontonasal preminence در طرفین از maxillary prominence و در پایین از mandibular prominence که همگی منشا اکتودرمی دارند ساخته شده است.

اندودرم از mocopharyngeal membrane به بعد می باشد. در نتیجه حفره دهان با رشد این قسمت ها به جلو و عقب نشینی  mocopharyngeal membrane به تدریج تشکیل می شود.

حدود هفته 7 یا 8 palatine sheif ازmaxillary prominence به وجود آمده از حالت عمودی به حالت افقی درآمده و با تیغه وسط که از اتصال medial nasal swellings ایجاد شده اتصال پیدا کرده و حفره دهان و بینی را از هم جدا می کند.

 

چگونگی تشکیل زبان:

همزمان با  حفره دهان از حدود هفته پنجم به تدریج برجستگی هایی در کف حلق ایجاد می شود که رشد می کنند و همراه هم زبان را می سازند. زبان در ابتدای تشکیل کوچک است و به تدریج که بزرگ می شود در موقعیت اصلی خود قرار می گیرد یعنی از ناحیه پشت به جلو دهان می آید. با قرارگیری زبان در موقعیت اصلی خود به palatine sheif هم اجازه می دهد که به موقعیت اصلی خود بیایند. بنابراین رشد زبان (اندومتر زبان) با تکمیل palatine sheif همراه است. اگر زبان به خوبی رشد نکند palatine sheifها هم به خوبی به هم متصل نمی شوند و این باعث اختلالات کام و تا حدی لب می شود.

در ناحیه قوس اول ابتدا یک برجستگی در وسط (tuberculum impar) و دو برجستگی در طرفین (lateral lingual swellings) وجود دارد که در کف حلق قرار دارند.

این مناطق از قوس اول در ساختن بخشی از زبان دخالت دارند که بر اساس اینکه عصب گیری حس عمومی 3/2  قدامی زبان از زوج 5 و حس چشایی آن از زوج 7 می باشد می توان گفت که این مناطق در تشکیل 3/2 قدامی زبان شرکت دارند.

پشت tuberculum impar یک برجستگی دیگر در حال تشکیل است که به آن hypobranchial eminence که به اصطلاح Copula می گویند که در تشکیل آن 3 قوس دوم، سوم و چهارم شرکت می کنند. قوس چهارم یک برجستگی دیگر هم ایجاد می کند که آن Epiglottal swelling است.

Copula رشد می کند و به جلو و طرفین گسترش پیدا می کند، در جابجایی که صورت می گیرد تعدادی رشته عصبی از قوس دوم به قوس اول مهاجرت می کنند و در آنجا جایگزین می شوند و حس چشایی قوس اول را تامین می کنند ولی حس مخاط مربوط به خود قوس اول است.

مرز بین قوس اول و دوم در کف حلق Foramen cecum  است.

طرفین دو بخش زبان توسط Terminal sulcus از هم جدا می شوند. در واقع Terminal sulcus مرز بین Copula و سه بخش جلویی (l.T , s.l.Lat) را مشخص می کند.

قوس سوم پشت زبان را می سازد که عصب گیری آن از زوج 9 (Glossopharyngeal)می باشد.

بخشی که Epiglottal swelling قرار دارد از بالا یک منفذ را محدود می کند که همان منفذ حنجره (Laryngeal orifice) است یعنی اگر از این منفذ عبور کنیم به جوانه ای که از Pharyngeal gut برای تشکیل ریه زده شده می رسیم. از طرفی رشد Epiglottal swelling به بالا و جلو و از طرف دیگر در ناحیه قوس ششم دوتا Artenoid swelling وجود دارد که رشد این برجستگی ها به  طرفین کم کم منفذ را که حالت شکاف ساژیتال را به حالت T تبدیل می کند.

زمانی که زبان (در واقع مخاط زبان) تشکیل شد سلول های عضلانی از ناحیه sumato پس سری به این ناحیه مهاجرت می کنند. با توجه به منشا مهاجرتی سلول های عضلانی می توان گفت که عصب گیری عضلات زبان از عصب زوج 12 (Hypoglossal) است.

زبان ابتدا به کف دهان متصل است اما به تدریج طی روند آپوپتوز که به آن فرآیند sculturing سلول هایی از زبان تحلیل می روند که زبان از طرفین و زیر خالی می شود و در نهایت فقط Frenulum باقی می ماند.

اختلالات زبان:

اگر sculturing به خوبی انجام نشود زبان به حفره دهان همچنان متصل باقی می ماند. (همان زبان بسته خودمون!!)

اگر مهاجرت سلول های زبان به خوبی انجام نشود microgloss یا همان کوچکی زبان اتفاق می افتد. (استاد به شوخی گفتن اما با جدیت می شه گفت oOoOoOomraaan تو خانم ها همچین اتفاقی بیفته!!!p:)

Development زبان بر روی Development صورت هم تاثیر می گذارد یعنی اگر زبان به طور طبیعی رشد نکند قوس های فکی که باید برای تشکیل صورت به سمت جلو رشد کنند به خوبی رشد نمی کنند.

اختلالات مربوط به مهاجرت سلول ها:

اختلال در مهاجرت سلول های Branchial یا عدم تشکیل این سلول ها طیف وسیعی از اختلالات را می تواند ایجاد کند. این اختلالات عمدتا به دلیل اینکه از اختلال مهاجرت سلول های ستیغ عصبی یا عدم تشکیل آن ها منشا گرفته در جاهای مختلف مشاهده می شوند.

تصویر A: سندروم تری چرکالینز: فرد دارای مشکلات قلبی عروقی و دندان، عدم تکامل استخوان های گونه ای و ...

این سندروم به خاطر اختلال در مهاجرت سلول های ستیغ عصبی به قوس اول می باشد. از آن جایی که اسکلت صورت از قوس اول می باشد این اختلال موجب کوچک شدن صورت و حالت Deformation آن می شود  یعنی گوش ها در موقعیت خود قرار ندارند، چشم ها به درستی شکل تگرفته، چانه کوچک و در مجموع اسکلت صورت کوچک است.

این سندروم هم به صورت ژنتیکی به ارث و هم متعاقب داروها می باشد مثل افراد الکلی و تا حدی سیگار، دیابت شیرین

تصویر B: توالی رابین (Rabin sequence): اختلال مربوط به قوس اول همراه با اختلالات دیگر. در این افراد تترالوژی فالوب بسیار شایع است. حدود 50% از این افراد اختلالات قلبی را نشان می دهند. چانه به خوبی تشکیل نشده و گوش در موقعیت خود نمی باشد.

تصویر C: به قول استاد "به نظر که سالم میاد، خوشکلم که هست" فقط حیف که سندروم دی ژرژ (Digeorge) داره:(

این سندروم هم می تواند به دلیل اختلال کروموزوم 22 (microdeletion) و هم می تواند متعاقب اختلالات تغذیه ای پیش آید. این افراد دارای اختلالات ایمنولوژیکی هستند. در این افراد مژه ها زنش ندارند در نتیجه مشکلات تنفسی دارند. از لحاظ جنسی مشکل دارند. صورت Development کافی ندارد. لب بالا به سمت بینی کشیده شده و دهان باز و شبیه ماهی است (خوب شده هاD:). این افراد دارای اختلالات قلبی عروقی هم هستند و در کل عمر کوتاهی دارند (الهی!!)

تصویر D: سندروم گلدن هار (Oculoriculovertebral)

در این افراد یا گوش تشکیل نشده یا در اندازه طبیعی نیست. قوس اول چون گوش تشکیل نشده درگیر است در نتیجه مندیبل کوچک است. این افراد در ستون مهره هم مشکل دارند (Spina bifida). این سندروم هم به صورت تغذیه ای و هم به صورت ژنتیکی اتفاق می افتد.

تمامی این اختلالات به دلیل اختلال در ستیغ عصبی است که بر اساس اینکه این اختلال در چه زمانی اتفاق بیفتد میزان اختلال متفاوت است. مثلا در سندروم Digeorge  اگر اختلال ژنتیکی باشد علائم شدید است ولی اگر به دلیل تغذیه باشد بر اساس زمان وقوع علائم می تواند کم یا شدید باشد.

 تشکیل دندان:

دندان در انسان در دو ردیف بالا و پائین تشکیل می شود که از هم جدا هستند ولی بعضی از حیوانات دندان یک تکه و متصل به هم دارند. دندان های انسان متفاوت (hetrodon) ولی برخی از حیوانات مثل تمساح ها دندان یکسان (hemodon) دارند.

تقریبا از هفته ششم دندان ها شروع به جوانه زدن در فضای دهان می کنند. محلی که شروع به جوانه زدن می کند ابتدا خودش را به صورت باند اکتودرمی نشان می دهد یعنی در هفته ششم ضخیم شدگی که نقطه شروع تشکیل دندان است primary epithelial band می گویند. این ها همان سلول های ستیغ عصبی هستند که اسکلت صورت را ساخته اند و حالا این باند اپی تلیال را تشکیل می دهند. زمانی که باند تشکیل شد به آن Dental lamina (تیغه دندانی) هم می گویند به زیر خودش مهاجرت می کند یعنی وارد سلول های اکتومزانشیمی می شود و یک جوانه را می سازد. جنس این جوانه اکتودرمی است که لابه لای سلول های اکتومزانشیمی قرار دارد که به آن Dental bud (جوانه دندانی) می گویند. همزمان با تشکیل جوانه دندانی از Dental lamina یک جوانه ثانویه هم تشکیل می شود که این جوانه ثانویه، جوانه دندان دائمی می باشد که همزمان با جوانه دندان شیری (Deciduous or milk teeth) در همان زمان به وجود میآید.

به تدریج شکل Dental bud تغییر می کند. سلول هایی که در اطراف قرار گرفته اند به تدریج شکل  یک کلاهک به خود می گیرند و بخشی از بافت اکتو مزانشیمی را احاطه می کنند. این قسمت که احاطه شده  Dental papila می نامند و سلول هایی که آن را احاطه کرده اند Dental fulicle نامیده می شوند.

تمایز بعدی در سلول های اکتودرمی که از Dental lamina منشا گرفته اند رخ می دهد. این سلول ها به تدریج دو دسته می شوند، یک دسته آن هایی که در مجاورت Dental papila قرار می گیرند تحت عنوان Inner Dental Epithelium و یک دسته آن هایی که در مجاورت Dental fulicle قرار می گیرند تحت عنوان Outer Dental Epithelium.

حد فاصل Inner و Outer تعدادی از سلول های اکتودرمی هستند که این ها تغییر شکل می دهند و مثل سلول های مزانشیمی می شوند یعنی با فاصله از هم قرار می گیرند و یک توده سلولی را می سازند که به آن Stallate reticulum می گویند

پس، پس از تشکیل Dental bud به سه دسته تقسیم می شود: 1. Inner Dental Epithelium 2. Outer Dental Epithelium   3 .Stellate reticulum

کلاهکی که بر روی Dental papila تشکیل شده کم کم لبه هایش به پائین کشیده می شوند و شکل ناقوس کلیسا را به خود می گیرد که به آن مرحله Bell stage می گویند. در این مرحله سلول های Dental papila توسط سلول های محیط شده Inner در مجاورت سلول های Inner ردیف می شوند که این سلول ها بعد ها عاج (Dentine) را می سازند، به این سلول ها Odontoblast (عاج ساز) می گویند.

؟! منشا عاج از Dental papila که خودش از ستیغ عصبی است.

پس از آنکه دندان شکل کلی را به خود گرفت سلول ها شروع به ترشح مواد معدنی می کنند. ابتدا سلول های tOdontoblas یک ماده معدنی با مقدار کم می سازند که به آن Predentine می گویند. Predentine پس از ساخته شدن سلول های Inner که حالا Ameloblasts نامیده می شوند ، می روند که موجب سلول های Ameloblasts (به قول استاد از شدت حسادت!!) ماده سخت Enamel (مینا) را بسازند.

با گذشت زمان با ساخته شدن Dentine و Enamel سلول های Ameloblasts و tOdontoblas از هم فاصله می گیرند.

تعدادی از سلول های Dental papila که به سلول های tOdontoblas تبدیل نشده اند در وسط باقی می مانند و یک بافت مزانشیمی را می سازند که بعد ها اتاقک دندان (Pulp) را به وجود می آورند. بنابراین می توان گفت Pulp منشا ستیغ عصبی دارد.

با رشد دندان به تدریج منطقه ای که سلول های Inner و Outer به هم متصل بودند به صورت یک غلاف که غشای Hertwig یا Cervical loop نامیده می شود دندان را احاطه کرده و مسئول رشد طولی دندان است.

غشای Hertwig به ساخته شدن بافت سختی که ریشه دندان را می پوشاند یعنی همان Cementum کمک می کند.

بنابراین سلول های غشا Hertwig به کمک سلول های Dental fullicle که اطراف دندان را گرفته اند بخش ریشه دندان را سازماندهی می کنند.

برای اینکه مشخص شود کاست های دندانی (محل قرارگیری هر دندان) در کجا باید باشد تعدادی از سلول های Inner Dental Epithelium محل آن را مشخص می کنند که به این ها Enamel not می گویند.

جایی که دندان قرار می گیرد (Socket دندانی) توسط Dental fullicle به وجود می آید. علاوه بر آن رشته هایی که دندان را به Socket متصل می کنند (.Periodontal lig) از Dental fullicle به وجود می آیند.

پس از تشکیل، دندان باید به سطح ... (جویدن) بیاید که برای این کار فاکتورهایی از جمله فشار  Dental fullicle و حمایت Periodontal lig و همچنین تشکیل ریشه دندان دخالت دارند.

زمانی که دندان به سطح می آید سلول هایی که دندان را پوشانده بودند یعنی Ameloblasts و Stellate reticulum و Outer Dental Epithelium به تدریج به هم نزدیک شده و یک غشا واحد می سازند که سطح دندان را می پوشاند که مینا را از عوامل درونی محفاظت می کند! به این غشا Reduce Enamel Epithelium می گویند. زمانی که دندان به سطح می آید باید این اپی تلیوم با اپی تلیوم سطح دهان ممتد شود بعد دندان می تواند از جای خودش خارج شود. این مرحله، مرحله حساسی است چون یکسری اتصالات ویژه و دائمی بین دو اپی تلیوم به وجود می آید که اجازه ورود عوامل پاتوژن به داخل را در زمان خروج دندان که موجب آسیب اپیتلیوم دهان می شود را نمی دهد.

تعداد دندان ها: دندان شیری 20تا که از حدود 6ماهگی به تدریج تشکیل می شود. دندان دائمی 32-28تا که از حدود 6سالگی شروع به تشکیل می کنند. آخرین دندان ها حدود 12سالگی تشکیل می شوند که معمولا دندان نیش یا آسیا هستند.

چون ژنی که مشخصات فک و دندان را مشخص می کند یکسان نیست و به صورت جدا از هم به ارث می رسند مشکلات فک و دندان شایع است که خدا خیری به اورتودنتیست ها بدهد!!