به نام خدا

نیمه دوم جزوه جنین شناسی جناب آقای دکتر نعمت اللهی ماهانی

دستگاه ادراری تناسلی – بیست و دوم آبان

     سیستم های ادراری تناسلی از نظر آناتومیک خیلی به هم نزدیک اند. سیستم ادراری در مرد نهایتا به یک مجرا ختم می شود که پیشابراه است.و سیستم تناسلی مرد هم به همین مجرا ختم می شود. در زنها هم تا حدی به همین ترتیب است و هردو سیستم به دهلیز ختم میشوند. از نظر تکاملی هم به همین ترتیب است،ساختارهایی که بوجود می آیند ساختارهایی هستند که قسمت هایی از آن در زمانی مربوط به سیستم ادراری است و بعدا به سیستم تناسلی مربوط میشود.

      این دو سیستم در شروع از یک جا شروع می شوند (در تکامل) و اون همون مزودرم اینترمدیت است. (مزودرم اینترمدیت بین لترال پلیت مزودرم و پاراآگزیال مزودرم قرار دارد.) ساختارهایی که شبیه به نفرون هستند به نام نفروتوم1 در اینترمدیت مزودرم تشکیل می شوند(یعنی سلولهای مزانشیمی دور هم جمع می شوند و به تدریج ساختارهایی ترشحی رو می سازند.) این ساختارهای ترشحی ارتباط برقرار می کنند با آئورتی که در منطقه هست.(همان دورسال آئورت هایی که به صورت زوج در طرفین خط وسط تشکیل می شوند.) در واقع این ساختارهای ترشحی،عروقی را که از آئورت منشا دارند به سمت خود صدا می زنند. در نتیجه چیزی شبیه نفرون ایجاد می شود، یعنی یک کلافه عروقی که توسط لایه های اپی تلیومی احاطه شده است. ساختارهای نفروتوم در تمامی مزودرم اینترمدیت ساخته می شوند.(یعنی همونجوری که جنین داره رشد میکنه و به سمت دم گسترش پیدا میکنه، در مزودرم اینترمدیت نفروتومها ساخته می شوند.)بخشی از نفروتومها که به سمت خارج است به هم می پیوندند و لوله هایی رو می سازند (مثل نفرونها) که به آنها نفریک توبول می گوییم.

      این ساختارهای نفروتومی در تمام طول جنین در حال بوجود آمدنند :

آ.   یک قسمت در بخش سری یعنی ناحیه ای که به سمت گردن جنین است ایجاد می شوند به نام ناحیه پرونفروز که به تدریج از بین می روند و ما بقایایی از آنها نمی بینیم. پس در انسان پرونفروز بخش خاصی ندارد و در نهایت هیچ چیز برای انسان نمی سازد.

ب.   اون قسمتی که در ناحیه کمر و سینه در حال تشکیل است،یعنی نفروتومهایی در نواحی کمر و سینه، به تدریج دست به دست هم می دهند و یک توده ای را میسازند که این توده آن حالت قطعه قطعه را ندارد. به این توده مزونفروز میگوییم. انتهای دیستال نفروتومها (یعنی همان نفریک توبولها) به تدریج به هم می پیوندند و یک مجرا را می سازند. این مجرا مجرای مزونفریک است. پس در کنار مزونفروزی که تشکیل شده یک مجرای مزونفریک هم تشکیل شده است.(این لوله مزونفریک کمااینکه بعدا بررسی می شود در کار سیستم تناسلی مرد و تشکیل مجاری تناسلی مرد خیلی کمک می کند.) مجرای مزونفریک در انتهای قسمت دیستال خودش یعنی در جایی که دم جنین قرار دارد ارتباط برقرار میکند با انتهای روده یا همان کلوآک2.

ج.    اون چیزی که نهایتا باید کلیه را بسازد قسمتی از اینترمدیت مزودرم است که در ناحیه لگن جنین(قسمتهای پایین بدن جنین) تشکیل می شود. این قسمت توده ای را می سازد در این ناحیه به نام متانفروز. بخش متانفروز همان اینترمدیت مزودرمی است که سگمانته نشده به اون شکل و حالت یک توده را به خود گرفته است.یک توده یا بلاستوما را تشکیل میدهد. در واقع تشکیل این توده است که در نهایت کلیه را برای ما خواهد ساخت.

( آ. پرو: بدون نقش/ ب. مزو: در سیستم تناسلی/ ج: متا: در ساخت کلیه)     : خلاصه

      همزمان با تشکیل متانفروز از سمت مزونفریک داکت( یا مزونفریک توبول) یک جوانه به سمت کلیه ی در حال تشکیل رشد میکند. به این جوانه جوانه میزنایی3 می گوییم. جوانه میزنایی وارد توده کلیه در حال ساخت می شود و شروع به تقسیم می کند. جوانه میزنایی کمک میکند به تشکیل مجاری ای که در جمع آوری ادرار نقش دارند و توده متانفروز نفرونها را میسازد. این جوانه میزنایی که تشکیل می شود شروع میکند به ایجاد جوانه های ثانوی. این جوانه های ثانوی آنقدر رشد میکنند تا خودشان را برسانند به نفرونهایی  که در حال تشکیل هستند. جوانه های ثانوی که از سمت مزونفریک آمده اند با نفرونها ارتباط برقرار می کنند و در جمع آوری ادرار نقش خود را انجام می دهند. تشکیل ادرار برای تکامل سیستم ادراری ضروری است. جنین از ماه چهارم-پنجم عملیات بلع را آغاز می کند و مایع آمنیون را می بلعد و ادرار می سازد.در این دوران ادرار جمع شده وارد کلوآک می شود و از طریق آن خارج می شود..(در پرنده ها مسیر عبور ادرار،مدفوع و تخم یکی است. در زمان جنینی انسان نیز به همین ترتیب است.)

    حال این احتمال وجود دارد که این دو لوله سرشون به هم نرسه که در نتیجه کیست تولید می شود.یعنی مایعی که توسط نفرونها در حال تشکیل است خارج نمی شود و تجمع پیدا می کند،بزرگ می شود و کیست ایجاد می کند. هرکسی ممکن است در کلیه کیست داشته باشد که مادامی که کوچک اند مهم نیستند و مشکلی ایجاد نمی کنند.لذا اگر این به هم رسیدن گسترده باشد ادرار توانایی ایجاد ادرار نخواهد داشت.

    کلیه منشا مزودرمی(اینترمدیت مزودرم) دارد. قسمتی از آن از متانفروز و خروجی ادراری آن از مزونفروز ایجاد می شود توسط جوانه میزنایی.

     اختلالات در کلیه اشکال مختلفی دارند مثل: عدم تشکیل کلیه در یک طرف،بیش از تعداد مشخص تشکیل شده باشد،کلیه ها کوچک و بزرگ باشند و یا اینکه کلیه ها از قطب تحتانی بهم متصل باشند وشکل نعل اسب داشته باشند که شیوع یک از ششصد دارد.(کلیه ها در ناحیه لگن تشکیل میشوند. این در حلی است که در یک فرد بالغ کلیه ها در ناحیه کمر قرار دارند.لذا جابجا می شوند و اسندینگ دارند.)کلیه های نعل اسبی به شبکه مزانتریک گیر می کنند لذا ما همیشه کلیه های نعل اسبی را پایین تر از حالت طبیعی داریم.

      در ادامه تشکیل سیستم ادراری : دیدیم مجرای مزونفریک به کلوآک میرسد.(کلوآک یک بافت اندودرمال است.)در واقع هم مجرای مزونفریک و هم جوانه میزنایی به کلوآک میرسند.  مزانشیمی که در ناحیه کلوآک قرار گرفته به سرعت تکثیر می شود و کلوآک را به سمت جلو هل می دهد. به این مزانشیم تیغه ی ادراری-راست روده ای4 می گوییم. این مزانشیم از عقب به جلو شروع به رشد می کند و ناحیه کلوآک رو به سمت جلو هل می دهد. این مزانشیم آنقدر پیش می رود تا به اکتودرم ناحیه برسد. در نتیجه ناحیه کلوآک به دو قسمت تقسیم می شود که اگر این تقسیم صورت نگیرد ما مثل پرنده ها می شویم از نظر مرتبط بودن سیستم های ادراری،جنسی و گوارشی.

پس در اثر رشد تیغه اورورکتال(ادراری-راست رودهای)کلوآک دو قسمت می شود. بخشی که در عقب قرار گرفته است بخش آنال را می سازد. و قسمتی که در جلو قرار می گیرد سینوس اوروجنیتال را میسازد. سپتوم اورورکتال وقتی به پوست می رسد نهایتا جسم پرینه را می سازد. پس قسمت ادراری-تناسلی از قسمت گوارشی جدا می شود.

اون بخشی که سینوس اوروجنیتال را ساخته است سه قسمت دارد:     

بخشی که بلافاصله مجاور پوست است و خود سینوس است و کمک می کند به تشکیل پیشابراه. یک قسمت که به صورت یک مجراست و بعدا باید مثانه را بسازد. و نهایتا این مجرا از طریق آلانتوییس5 (جوانه ایست که روز شانزدهم از انتهای دمی کیسه زرده زده می شود.)که بخش سوم سینوس اوروجنیتال است به ناف راه می یابد.   (خود سینوس+مجرا+آلانتوییس)

آلانتوییس اوراکوس را میسازد که پس از بسته شدن به آن مدین امبلیکال لیگامنت(رباط نافی میانی) را می سازد.

      قسمتی که قرار است مثانه را بسازد با رشدی که می کند : کم کم اون جوانه میزنایی فاصله می گیرد از منشا اولیه اش. در واقع اون جوانه میزنایی که از مزونفریک داکت به سمت توده متانفریک می رفت با رشد مثانه در حال تشکیل کم کم اتصال خود را به مثانه برقرار می کند. از طرفی با رشد مثانه انگار مجاری مزونفریک دارند به سمت پایین نزول می کنند و از طرفی مجاری جوانه میزنایی دارند به سمت بالا می روند.(یعنی مجاری جوانه میزنایی که روزی از مزونفریک داکت بودند و به آن متصل بودند از مزونفریک داکت جدا می شوند) . چیزی که درحال تشکیل است همان مثلث مثانه است. در طرفین مثلث مثانه میزنایها قرار دارند و در قسمت مرکز و پایین پیشابراه است. مزونفریک داکتها بعدا مجرای انزالی یا اژکولیتور را می سازند.

     با جدا شدن جوانه های میزنایی از مزونفریک داکت ادرار دیگر از طریق مزونفریک داکت به مثانه در حال رشد نمی ریزد و به تدریج این کار توسط میزنایها انجام می شود.

      تشکیل مثانه با تشکیل دیواره بدن هم ارتباط دارد و اگر که دیواره بدن به درستی تشکیل نشود(در اثر عدم رشد مزانشیم و عدم تشکیل خط وسط)مثانه می تواند در خارج از بدن تشکیل شود و اکتوپی مثانه رخ دهد. اگر اکتوپی در مرد باشد با قرارگیری پیشابراه در سطح بالای مثانه همراه می شود و حالت اپی اسپادیاس رخ می دهد6.

 

     در بسته شدن اوراکوس هم می تواند اختلا لاتی رخ دهد و به طور کامل بسته نشود که شیوع سی درصدی دارد و در آنها مقداری ادرار به ناف راه می یابد و ناف را مرطوب نگه می دارد..اگر اوراکوس در انتهای دیستال بسته نشده باشد می تواند یک فیستول ایجاد کند به بیرون.یا اینکه یک کیست بسازد در صورت بسته شدن قسمت های دیستال و پروگزیمال.و یا اینکه به شکل یک سینوس یا مجرای بزرگ خود را نشان دهد.

به این ترتیب آنچه که از آن به عنوان سینوس ادراری – تناسلی اسم بردیم که از دو نیمه شدن کلوآک با رشد تیغه اورورکتال ایجاد می شود، در نهایت باید قسمتی از آن رباط نافی میانی شود،قسمتی مثانه و بخشی هم پیشابراه شود.(که البته در مرد اون اون اپیتلیومی که در منطقه هست کمک می کند به تشکیل پروستات و سمینال وزیکل.)

 

1. Nephrotome

2. Cloaca

3. Ureteric bud

4. Urorectal septum

5. Alantois

6. Epispadias

 

بر سنگ زدم دوش سبوی کاشی                           سرمست بدم که کردم این عیاشی

با من به زبان حال می گفت سبو                           من چون تو بدم تو نیز چون من باشی

خیام

گویند بهشت و حور و کوثر باشد                        جوی می و شیر و شهد وشکر باشد

پر کن قدح باده و بر دستم نه                             نقدی ز هزار نسیه بهتر باشد

خیام

 

 

سروش صادقی